سر امتحان، مدادم تنها كسی است كه از مغزش استفاده میكند.
زنبور تنها پزشكی است كه بدون معاینه به مریض آمپول میزند.
سیب به درخت چسبیده، به قانون نیوتن دهن كجی میكند.
ساز شكسته را در دستگاه سكوت كوك میكنم.
دریا برای صرفهجویی در آب، كمتر موج میفرستد.
چون لباسش گشاد بود، چاق شد.
چراغ چشمك زن بین رفتن و ماندن شك دارد.
چون بیطرف بود، در خیابانهای یك طرفه حركت نمیكرد.
چون آب یخ زیاد میخورد، دلسرد شد.
تاریكی چشم دیدن خودش را ندارد.
چون موقع فوت كردن شمع تولدش، یادش رفته بود آرزو كند، دوباره تولد گرفت.
وقتی به هوش آمد، متوجه شد هنوز اورژانس نیامده است.
توپ فوتبال از همان ابتدا، منتظر شنیدن سوت پایان است.
سفارش كرد موقع خاك سپاریاش، لباس نسوز تنش كنند.
كسانی كه حرف آدم را نمیشنوند بین دو گوششان تونل زدهاند.
پزشك اخمو شربت تلخ تجویز میكند.
برای آن كه اندیشهام زنگ نزند، از رطوبت بیتفاوتیها دوری میكنم.
چون فردایش را مثل دیروزش میدید، خوابید. ...
به اشتراک بگذارید :
|
|
|
|
|
|




آخرین مطالب بیا تو بندر...
مرفه ترین کشور دنیا !!!


